تبليغاتX
کميته دانشجويی - دستگیر شدگان 16 آذر
نه به حمله نظامی امپریالیستی، نه به ارتجاع جمهوری اسلامی

لیست دانشجویان دربند

۱-میلاد معینی (دانشگاه مازندران)

۲-بهرنگ زندی (دانشگاه مازندران)

۳-حامد محمدی(دانشگاه مازندران)

۴-آرش پاکزاد(دانشگاه مازندران)

۵-حسن معارفی(دانشگاه مازندران)

۱۰-سعید حبیبی(عضو اسبق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت)

۱۱-بهروز کریمی زاده(دانشگاه تهران)

۱۲-کیوان امیری الیاسی (کارشناسی ارشد صنایع٬ دانشگاه صن

۶-انوشه آزادفر(دانشگاه تهران)

۷-ایلناز جمشیدی (ارتباطات٬ آزاد تهران مرکز)

۸-مهدی گرایلو (ژئو فیزیک٬ تهران)

۹-نادراحسنی(دانشگاه مازندران)

عتی شریف)

۱۳-نسیم سلطان بیگی (دانشکده ارتباطات٬ علامه) 

۱۴-علی سالم(کارشناسی ارشد پلیمر- پلی تکنیک)

۱۵-محسن غمین (دانشگاه پلی تکنیک)

۱۶-روزبه صف شکن(دانشگاه تهران)

۱۷-روزبهان امیری (علوم کامپیوتر٬ تهران)

۱۸-یاسر(صدرا) پیر حیاتی(دانشگاه شاهد)

۱۹- سعید آقام علی (دانشگاه یزد)

۲۰- علی کلائی (دانشگاه آزاد)

۲۱- امیر مهرزاد

۲۲- هادی سالاری (دانشگاه رجایی)

۲۳-فرشید فرهادی آهنگران(دانشگاه رجایی)

۲۴-امیر آقایی (دانشگاه رجایی)

۲۵-میلاد عمرانی(دانشگاه رجایی)

۲۶-یونس میرحسینی (دانشگاه شیراز) 

۲۷-سروش هاشم پور(دانشجو اهواز به نقل از+) 

دانشجویان زندانی به نقل از آزادی برابری

۲۸-عابد توانچه - دانشجوی اخراجی دانشگاه پلی تکنیک

۲۹-سعید آقاخانی

۳۰-مجید اشرف نژاد

۳۱-پیمان پیران

دانشجویان زندانی به نقل از خبرنامه امیر کبیر

۳۲-فرشاد دوستی پور

۳۳-سهراب کریمی

۳۴-جواد علی زاده

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گزارش شماره ۱ از اقدامات خانواده های دانشجویان دستگیر شده

از همان شبِ شروع بازداشت‌ها، خانواده‌هایی که خبردار شدند اقدام به پی گیری وضعیت فرزندانشان کردند. کلانتری 148 اظهار بی اطلاعی و توصیه به مراجعه به دفتراماکن میدان نیلوفر کرد. آن‌ها نیز به همین نحو توصیه به مراجعه به اداره‌ی منکرات خیابان وزرا کردند(زیرا معتقد بودند تمام دختران پس از دستگیری به آن مکان منتقل می شوند) و در آن‌جا نیز خانواده‌ها باز هم با اظهار بی اطلاعی مامور شیفت مواجه شدند. و طبق توصیه‌ی آنها به اداره‌ی آگاهی تهران بزرگ مراجعه کردند در آن جا هم هیچ جوابی برایشان نداشتند. وتوصیه کردند برای پی گیری بیشتر به اداره‌ی پلیس امنیت عمومی در خیابان عشرت آباد مراجعه کنند چرا که آن‌ها حتما از وضعیت دستگیرشدگان مطلعند. پس از مراجعه به اداره‌ی پلیس امنیت عمومی و نگرفتن هیچ گونه جوابِ مشخصی، دستِ خالی به خانه‌ها بازگشته تا باقی پی گیری را روز بعد(دوشتبه) انجام دهند. روز دوشنبه به دفتر پی گیری مراجعه کرده که آن ها نیز اظهار بی اطلاعی کردند. سپس مجدداً به دفتر پلیس امنیت عمومی مراجعه کردند و بازهم نتیجه نگرفتند. همان روز به دفتر حراست دانشگاه نیز مراجعه کردند و مثل همیشه با بی اطلاعی آن ها مواجه شدند.
در انتهای روز دوشنبه احسان آزادبر پس از 30 ساعت دستگیری آزاد شد، و خبر داد که همه در بند 209 اوین بوده اند ولی همچنان هیچ مقام رسمی دستگیری بچه‌ها راتایید نکرده.
با توجه به این اخبار، خانواده‌ها به درب زندان اوین مراجعه کردند. درآن جا گفته شد بدون نامه‎ی اجازه‌ی ملاقات از طرف دادگاه انقلاب امکان ملاقات با دستگیرشدگان وجود ندارد.
پس از آن همگی به دادسرای دادگاه انقلاب واقع در خیابان معلم مراجعه کردند و پس از پی گیری های مکرر، مامورین دادگاه انقلاب اعلام کردند که اسامی این افراد را ندارند، پس هنوز بازجویی ها به اتمام نرسیده و پرونده‌ی بچه ها هنوز دادگاهی نشده. گفتند بروید به منزل‌هایتان، خودشان خبرتان می کنند. دراین بین خبر خوشحال کننده‌ی برگزاری هر چه با شکوه تر مراسم 16 آذر در روز سه شنبه در دانشگاه تهران و در فضای خفقان آور نیروهای امنیتی، به رغم موج وحشیانه‌ی دستگیری ها دلگرمی عمیقی به خانواده‌ها داد و آن‌ها را در پی گیری وضعیت فرزندانشان که تحت فشار بودند مصمم تر کرد.
کم کم تعداد بیشتری از خانواده های زندانیان به هسته‌ی اولیه ملحق می شدند و تعداد بیشتری به همراه هم به مراکز مختلف مراجعه می کردند.
خانواده‌ها در دو روز آینده یعنی چهارشنبه و پنج شنبه نیز هم چنان بین اوین و دادگاه انقلاب درحال رفت و آمدی بی نتیجه بودند و نگرانی آنها روز به روز فزونی می گرفت. عصر روز چهارشنبه خانواده ها با دکتر رزافشان ملاقات کردند و از ایشان تقاضای همکاری کردند و همان طور که انتظار می رفت، آقای زرافشان هم دست آنها را به گرمی فشرد و قول همکاری و مشاوره به آنها داد.
روز جمعه پس از مراجعه‌ی مجدد به زندان اوین و پافشاریِ زیاد مبنی بر گرفتن اطلاع موثق از فرزندانشان، بالاخره زندان اوین به این خانواده های رنجور و خسته پاسخ داد که فرزندانشان در آن مکان مقدس بازداشت می باشند، و همه‌ی آن ها ممنوع الملاقات هستند.سرانجام پس از یک هفته برای آن افراد سردرگم مشخص شد که فرزندانشان توسط کسی جز دولت جمهوری اسلامی ربوده نشده اند. و طبق درخواست یکی از زندانیان دختر مقداری پول برایشان ارسال شد.روز شنبه با مراجعه‌ی مجدد به دادگاه انقلاب و سرو صدای زیاد در آن جا فردی از طبقات بالاتر آمد تا جواب این خانواده های نگران را بدهد. فردی که از طرف قاضی پرونده پاسخگو بود اعلام کرد: فرزندان شما تحت بازجویی هستند و ممنوع الملاقات و ممنوع التلفن هستند، و بازجویی ها ادامه خواهد داشت تا زمانی که کلیه‌ی اطلاعات را از آن ها گرفته باشند، و امکان دارد برای گرفتن پاسخ یک سوال 91 روز هر کدام از فرزندانتان را در بازداشت نگه دارند زیرا قانون چنین حقی برای بازچوی خود قایل است. مادریکی از بچه ها که بسیار نارحت و از این پاسخ غیر مسولانه دادگاه منقلب شده بود با عصبانیت درخواست پاسخی روشن کرد. مامور دادگاه به ایشان گفت شما حق ندارید سر و صدا درست کنید، و او نیز جواب داد به قاضی پرونده بگویید بیاید سرِمن داد بزند، به من سیلی زند، ولی به من پاسخ دهد. ناراحتی او بیشتر افراد را شدیدا تحت تاثیر قرار داد، ولی فراموش کرده بودیم که جمهوری اسلامی از کسانی برای اداره‌ی امور استفاده می کند که نه مفهوم انسانیت نه مفهوم محبت نه مفهوم عشق را بدانند، کسانی که روزی به راحتی و با سربلندی ناب ترین فرزندان این آب و خاک را به مسلخ بردند و در همان حال با نهایت آرامش هم سر بر بالش می گذاشتند

http://13azar.blogspot.com/

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نامه ی ایرج صف شکن پدر روزبه

جداسري ازما نبود
در آستانه شانزده آذر روز دانشجو که به زعم حاکميت ،خود نمادي از مبارزه با طاغوت و استکبار جهاني بايد باشد با شگفتي فراوان ديديم و شنيديم که هر گونه مراسم و آکسيون دانشجويان داخل دانشگاه ممنوع اعلام و پيش از تجمع ، دانشگاه ِمادر ( دانشگاه تهران ) به محاصره درآمد و شگفت تر آن که قبل از وقوع مراسم و پس از آن موج دستگيري دانشجويان آغاز و آخرين خبرها حکايت از انتقال لااقل بخشي از آنها به بند 209 زندان اوين و سلول هاي انفرادي مي کند . طبيعي است که اين گونه اقدامات تداعي کننده يک سوال دشوار اما بديهي است که تاريخ پيشاپيش در برابر حاکميت قرار داده است ، و آن اين که :مگر شانزده آذر روز دانشجو نيست ؟! و شما نيز در اسناد خود آن را ثبت نکرده ايد ؟!
مگر شانزده آذر روز اعتراض به حضور نيکسون در ايران ِپيش از شما نيست که شما هم با خط زرين آن را ثبت و تاييد کرده ايد ؟! مگر نيکسون رئيس جمهور وقت ِامپرياليسم ِآمريکا يا به قول شما استکبار جهاني نبوده است ؟!
مگر سه دانشجو به دستور گارد مسلح رژيم طاغوت در صحن دانشکده فني همين دانشگاه تهران شهيد نشده اند ؟! و مگر خودتان مکان اصابت گلوله ها را در همين دانشکده به رسم يادبود پلاک گذاري نکرده ايد ؟!
مگر برخورد رژيم طاغوت را با اجتماع دانشجويان در شانزده آذر مکررا محکوم نکرده ايد ؟!مگر ...؟؟!!
پس چه گونه است که امروز همان مراسم ، همان شانزده آذر در همان دانشگاه تهران و رودرروي همان دانشکده فني را غش کردن مارکسيستها در آغوش آمريکا ناميده ايد ؟!
چه گونه است که برگزارکنندگان احتمالي اين تجمع را پيشاپيش دستگير مي کنيد و باقيمانده آنها را به خيال خود حين سخنراني ؟!تمرکز و آرايش نيروهاي رنگارنگ در برابر درب ورودي دانشگاه تهران و اجراي مانور نظامي در اطراف دانشگاه را آن هم در مراسم روز دانشجو چه گونه تفسير مي کنيد ؟!پاسخ ِ هرگز نداده شما چنان در رفتارتان آشکار است که هرگونه پنهان کاري را خورشيد وار آشکار مي کند و تداعي اين تعبيرِ خود خواسته مي شويد که گويا در اين سرزمين فقط تعويض قدرت صورت گرفته است و مهم تر از همه آنکه حکومتي که از اجتماع چند دانشجو در صحن محاصره شده دانشگاه هراسناک است تنها نمايشي از يک قدرت ميليتاريستي است .اين را من نمي گويم ، حکايت آشکار منش ِخود شماست ، من تنها يک رهگذر يا پرسشگر مطيع هستم که اکنون فرزندم آن سو و خودم اين سو در چنگال شماییم . ترديد نکنيد که التماس نمي کنم تنها نصيحتتان مي کنم ، بن بست ايجاد شده را با آزادي بدون قيد و شرط دانشجويان دربند بشکنيد ، چشماني آگاه ناظر است که هرگز خطا ها را نخواهد بخشيد ، گرچه حکايت شما نشان داده است که همواره صلاح ِ کار را از خراب کار خواسته ايد !! يکبار هم شده راه ديگري را امتحان کنيد ! باور کنيد براي ماندن تجربه بدي نيست!و باز هم تکرار اين سوال ،حکومتي که از تجمع چند دانشجو آن هم در روز دانشجو آن هم در خانه و سرزمين خود هراسناک است به راستي چه پاسخي به آستان تاريخ خواهد داد ؟
شیراز – ایرج صف شکن
شانزدهم آذر يک هزارو سيصدو هشتادو شش

http://13azar.blogspot.com/


    کمیته2007