|
نه به حمله نظامی امپریالیستی، نه به ارتجاع جمهوری اسلامی
|
پیام به تظاهرات 22 دسامبر 2007 در بلژیک
از سوی: سانسارا تایلور نویسنده نشریه "انقلاب" در آمریکا
خبر تظاهرات دانشجویان ایرانی و دیگران در مقابل هر دو سفارت آمریکا و ایران در بروکسل، در میان ما انقلابیون وجوانان آمریکا هیجان زیادی بوجود آورد.
بشریت بطور روزافزونی با دو انتخاب غیر قابل تحمل روبرو می شود: جنگهای تجاوزکارانه آمریکا یا یک بدیل ارتجاعی بنیادگرای اسلامی. تجاوز آمریکا که پیشاپیش جان یک میلیون انسان را در عراق و افغانستان گرفته و میلیون ها تن دیگر را بی خانمان کرده و رشته های خانوادگی را گسسته و با تشدید رقابت های فرقه ای مردم را بجان هم انداخته است، و اکنون تهدید می کند که به ایران نیز گسترش یابد، خطر بزرگتری است که مردم جهان با آن روبرو هستند. در جواب به این، رشد پر شتاب بنیادگرائی مذهبی زندگی را برای زنان، کودکان، نیروهای سکولار و انقلابی ایران تبدیل به جهنم کرده و به نوبه خود به تجاوزگری امپریالیستی خدمت کرده و آن را تقویت می کند.
هیچ یک از این "انتخاب ها" ذره ای جنبه مثبت برای بشریت ندارند. همانطور که باب آواکیان، صدر حزب کمونیست انقلابی آمریکا، خاطرنشان کرده است: «آنچه در تضاد میان جهاد از یکسو و جهادگرائی جهانی از سوی دیگر می بینیم، در واقع تقابل دو قشر تاریخا منسوخ است؛ یکی در میان بشریت تحت استعمار و تحت ستم و دیگری طبقه حاکمه نظام امپریالیستی. این دو قطب ارتجاعی، در همان حال که با یکدیگر مخالفت می کنند اما یکدیگر را تقویت می کنند. اگر شما با یکی از این "منسوخ ها" سمت گیری کنید در نهایت هر دوی آنها را تقویت خواهید کرد.»
در شرایطی که آمریکا تهدید به حمله به ایران می کند (حرکتی که می تواند تمام خاورمیانه را به آتش بکشد و این دینامیک هولناک جهاد- جهادگرائی جهانی را تقویت کند) ضرورت تظاهرات دانشجویان ایرانی و دیگران در 22 دسامبر برجسته می شود. در شرایطی که آینده در خطر است، جهان تشنه آن است که یک صدای جدید، یک آواز نوین به مبارزه ای جدید جان بدمد؛ مباررزه ای با هدف متولد کردن یک جهان نوین و رها شده.
من برای کمک به راه افتادن مقاومت علیه جنایتهائی که رژیم بوش در حق بشریت مرتکب می شود و برای دمیدن به انقلاب، در بیش از ده دانشگاه آمریکا فعالیت کرده ام؛ و دیده و احساس کرده ام که نسل جدید در آمریکا تا چه حد از جنایتهائی که به نام آنان انجام می شود متنفر و خشمگین است. اما همچنین می دانم یک مسئله عمیقا آنان را فلج کرده است: این مسئله که گویا انتخاب فقط میان جهاد و جهادگرائی جهانی است. اگر آنان ببینند و بشنوند که شما یک صدای جدید هستید، تاثیرات بسیار بزرگی روی آنان خواهد گذاشت.
آن عده از ما که در آمریکا زندگی می کنیم مسئولیت بزرگی در مبارزه علیه "حکومت خودمان" داریم؛ ما باید یک مقاومت سیاسی توده ای بزرگ علیه این حکومت براه اندازیم؛ آنقدر قدرتمند که نتوانند آن را از دید قربانیان جنگ های آمریکا پنهان کنند؛ قربانیانی که بحق در مقابل این جنایات قلبهایشان پر از نفرت شده است.
جوانان باید جرات کنند یک دینامیک جهانی دیگری را در مقابل و در رقابت با دینامیک جهاد-جهادگرائی جهانی به میدان آورند. این ممکن است! صدای نوین ما باید از اقیانوس ها و قاره ها بگذرد و در اقصی نقاط جهان طنین بیندازد و برای بدیل دیگری راه بگشاید و به مبارزات واقعا رهائی بخش و آزادی بخش سوخت برساند؛ مبارزاتی که هم علیه جهاد است و هم جهادگرائی جهانی. این ممکن است! این صدا باید هم از درون دژهای امپریالیستی به گوش برسد و هم از درون خرابه هائی که تجاوزهای آمریکا بوجود می آورد. این ممکنست!
جوانان باید بیش از هر کس جرات کنند که این را تحقق بخشند. ما باید جنبش هائی را بوجود آوریم و گسترش دهیم که هدفش ایجاد جهانی است بدون جنگ های ویرانگر و غارتگر امپریالیستی؛ جهانی بدون اعوجاج عظیم که در یک سوی آن ثروت های عظیم در معدودی از کشورهای امپریالیستی انباشته شده است و در سوی دیگر آن توده های تحت استثمار صفوفشان روزبروز بیشتر می شود؛ جهانی بدون افکاری که منطبق بر این وضع است؛ جهانی بدون وجود افکاری مانند پدرسالاری و مفاهیم دروغینی مانند "طبیعت خودخواهانانه و تغییر ناپذیر بشری". این ممکنست!
جوانان باید بیش از هر کس جرات کنند جهانی را بوجود آورند که در آن انقیاد جهل مذهبی رخت بر بسته است: حال این مذهب می خواهد مذهب جورج بوش که تئوری تکامل را رد می کند باشد یا مذهب رقبای ایدئولوژیک جورج بوش یعنی آخوندهای اسلامی ایران. نسل جوان باید تلاش کند، بجای مذهب، توده های تحت ستم را به رویکرد علمی مسلح کند و آنان را قادر کند که نسبت به هر چیز رویکردی علمی داشته باشند منجمله به پروژه رهائی بشریت. این ممکنست!
جوانان باید بیش از هر کس جرات ایجاد جهانی را کنند که در آن با زن مثل انسان رفتار می شود و نه مانند برده و مایملک مرد؛ جهانی که زنان نه مانند وسیله جنسی مورد بهره برداری قرار بگیرند و نه در پیچه و روبنده پوشانده شوند تا "خلوص" بکارتشان حفظ شود. بردگی و انقیاد زنان نه قابل تحمل است و نه لازم است که چنین باشد. این وضع که نیمی از بشریت توسط اشکال "مدرن" غربی یا اشکال سنتی از نوعی که در خاورمیانه تحمیل می شود، در انقیاد و بردگی اند قابل تحمل نیست.بجای این، در سراسر جهان باید راه را برای جاری شدن خشم زنان بگشائیم تا مانند یک نیروی حقیقتا رهائی بخش با هدف رها کردن کل بشریت به میدان در آید. این ممکنست!
اما برای اینکه ممکن شود هم باید علیه اعمال آمریکا و جمهوری اسلامی ایران سخت مبارزه، مقاومت و فداکاری کنیم و هم بطور علمی و صادقانه جستجو کنیم و با مسائل پیچیده و سختی که در مقابلمان قرار دارد دست و پنجه نرم کنیم. همه اینها نیازمند مبارزه کردن و مطالعه کردن و فکر کردن و آرزو پردازی کردن در ورای آنچه که امروز "ممکن" و "واقع بینانه" به نظر می آید هست. برای این، لازم است به ساختارهائی که جهان را به وضع امروز رسانده و افکاری که همه این ساختار را تحکیم کرده است نگاه عمیق بیندازیم و ببینیم چه نوع انقلاب و کمونیسمی لازم است که واقعا بشریت بتواند به ورای کابوس هائی که امروز تبدیل به امور عادی شده است، برود.
و ما جوانان، بیش از هر کس، باید بی باکانه وارد این جستجو شویم و به نغمه های یاس و بدبینی که می گویند نمی توانیم این جهان را تغییر دهیم، به موعظه هائی که می خواهند افق ما را پائین بکشند، نه بگوئیم. تاریخ نشان داده که آرزو پردازان و مبارزین کار درست را می کنند. اصول خود را تعقیب کنید، برای تحقق عمیق ترین و عالیترین آمال خود فعالیت کنید و این شما را به هر جا که می کشد بروید.
در همهمه زوزه های امپریالیستها و بنیادگرایان ارتجاعی که بسوی یک رویاروئی در ایران می روند، هرگز به این مسئله که بشریت تشنه یافتن راهی دیگر است، کم بها ندهید. نقشی را بازی کنید که جوانان همیشه بازی کرده اند: در صف جلو قرار بگیرید، علیه هر حرکتی که آمریکا برای راه انداختن جنگ در ایران می کند و هر سرکوبی که جمهوری اسلامی در ایران براه می اندازد، مقاومت سیاسی سازش ناپذیری را سازمان دهید؛ نگذارید محدودیتهای وضع موجود شما را اسیر کند، دست رد بروی هر آنچه ارتجاعی است بزنید، پاسیویسم و انفعال دیگران را به چالش بطلبید، و در خدمت به آرزوهائی که آنقدر بزرگ و رهائی بخش اند که به بشریت امید حقیقی می دهند، جرات کنید که مبارزه کنید و جرات کنید که فداکاری کنید. این کار را با حس اضطرار و عزم انجام دهید و آن را با لذت و شادی وافر پیش برید زیرا هیچ چیزی در این جهان مهمتر از این کار نیست.
سانسارا تیلور
نویسنده نشریه انقلاب از آمریکا
دسامبر 2007
Sunsara Taylor
Writer for Revolution newspaper, USA